امروز هم هنوز باقي است‌!1 ممكن است كليسا از برخي خرافات كاسته باشد، شك نيست كه‌ بدون تأثيرهاي بازدارنده‌ٴ اقدام‌هاي خرافي مي‌توانست خيلي بيش از آن باشد كه بود.
براي توصيف ظهور ديدگاه تجربي زحمت زيادي كشيده شده است‌. اين دشوار بود، چون آن‌ روز هم‌، مانند حال بسياري از مردم تجربه را در مفهوم عاميانه‌اش با آزمايش عمدي و انتقادي‌ اشتباه مي‌كردند. به خاطر وجود تفاوت‌هاي بسيار زياد، تمايز ميان يكي و ديگري دست‌خوش‌ ابهام شده است‌. هنر آزمايش بسيار كند و محتاطانه رشد كرد. پيش‌رفت آزمايش‌هاي نخستين تا حدي شبيه رقص زايران اخترناخ‌2 (سه گام به پيش‌، دو گام به پس‌) بود. ممكن است صاحبان‌ نبوغ گاه به آزمايش‌هاي خوبي دست زدند، ولي تا مدت‌ها بعد، روش آنان به حد وضوح و صراحت نرسيده بود. مفهوم عاميانه‌ٴ تجربه در اين مَثَل عربي به خوبي بيان شده است‌: ((اساٴل‌ المُجَرٍب‌َ، لاتساٴل الطبيب‌َ))، يعني از شخصي كه تجربه دارد بپرس‌، نه از پزشك‌. اغلب خام‌ترين‌ نوع آزمونگرايي با علم تجربي اشتباه مي‌شد (و امروز هم به وسيله‌ٴ افراد فاقد تحصيلات علمي‌ اشتباه مي‌شود). واژه‌ٴ لاتيني اكسپريمنتا3 كه اغلب در نسخه‌هاي پزشكان لاتيني ديده مي‌شود همان اشتباه را نشان مي‌دهد.
آزمايش در دوران باستان و در سده‌هاي ميانه‌، بي‌نهايت نادر بود و در عصر نوزايي‌، هم اين‌ وضع ادامه يافت‌، تا در نيمه‌ٴ دوم سده‌ٴ هفدهم‌، و پس از آن‌، فزوني گرفت‌. آنها بيش از هر چيز معرف علم جديد و زندگي جديد بودند. روح آزمايشگري‌، به صورتي كه در سده‌ٴ چهاردهم بود، منادي نوع تازه‌اي از جستجوي حقيقت بود، جستجوي جسورانه‌تر، ماجراجويانه‌تر و كمتر در معرض مانع‌هاي پيش‌داوري‌؛ و آن ظهور نوع تازه‌اي از معرفت را ميسر ساخت‌، كه داراي تحرك‌، فعال و پويا بود. مبارزه ميان دو نظام معرفتي جريان داشت‌، كه يكي عظيم و محترم ولي ثابت‌ بود، ديگري كوچك‌، تحقيرآميز، ولي با سرعتي شتابناك در حال رشد بود و مقدر بود كه دومي‌ برنده شود. اين دقيقاً آن چيزي است كه در اروپاي مسيحي روي داد؛ معلومات ايستا و فراوان‌ پيشين به وسيله‌ٴ معلومات پويا -- كه در سده‌هاي ميانه‌، كمياب بود و بعدها، بيش از پيش فزوني‌


1. كپلر، طالع‌بيني‌ها و كتابش را با عنوان درباب اصول اخترگويي مطمئن (پراگ 1601) به خاطر آوريد! در ميان پايان‌نامه‌هاي سال 1667، دانشگاه پاريس به‌ چنين عنواني برمي‌خوريم‌: آيا پزشكي كه اخترگويي نمي‌داند ناقص نيست‌؟ و در سال 1707، آيا در فرانسه ماه به طريقي بر جسم افراد فرمان مي‌راند؟ درست است كه‌ هر دو پزشك به اين پرسش پاسخ منفي داده‌اند، ولي مهم اين است كه موضوع در چنان مكان رسمي مورد بحث قرار گرفته است‌.عنوان پايان نامه‌ٴ دكتري فرانتس آنتون مسمر (وين 1766)، تأثير كواكب بر اجسام مردم بود و هنوز اباطيل اخترگويي انتقال يافته به وسيله‌ٴ مسمريسم اثر مخربش را اعمال مي‌كند.
2. Echternach ، شهركي در لوكزامبورگ‌، كه در آن جشنواره‌ٴ سالانه‌اي برگزار مي‌شود. -- م‌.
experimenta .3